امام «علی نقی» یا امام هادی دهمین پیشوای شیعیان است. او در دهکده ی «صریا» در اطراف مدینه به دنیا آمد. پدرش امام «محمد تقی» بود و مادرش «سمانه» نام داشت.
نه ساله بود که پدر به شهادت رسید و او رهبری مردم را به عهده گرفت.
امام هادی، 13 سال در «مدینه» ماند: اما«متوکل» او را به پایتخت خود«بغداد» آورد تا کاملاً زیر نظر بگیرد. متوکّل ظالم ترین حاکم سلسلۀ عبّاسی بود. امام هادی(ع) در بغداد هم به هدایت و راهنمایی مردم پرداخت و در این راه، بارها دستگیر، زندانی و شکنجه شد. عاقبت در 42 سالگی به غذای آلوده و سمی به شهادت رسید.مزارش در شهر«سامراء» زیارتگاه مسلمانان است.
بی گناه:
یکی از دوستان امام هادی(ع) می گوید: «یک روز با عده ای حرفم شد و دعوا کردیم؛ در نتیجه لباسم پاره و انگشتم زخم شد. وقتی به خانه بر می گشتم، با یک اسب سوار هم تصادف کردم و کتفم آسیب دید. همان روز امام هادی(ع) هم مرا دید و از حالم پرسید. گفتم: امروز، روز بسیار بد و شومی بود. امام فرمود: «توکه از پیروان ما هستی، چگونه به خودت اجازه می دهی گناهت را به گردن یک بی گناه بیندازی؟»
پرسیدم کدام بی گناه؟
امام خیلی جدّی فرمود: «روزگار! مردم خودشان خطا و اشتباه می کنند و جزایش را می بینند؛ آن وقت، شب و روز را مفصّر می دانند.»
چند پند از امام علی نقی(ع):
*هرکس خدا را اطاعت کند، مردم هم از او اطاعت می کنند.
*مسخرگی، تفریح ابلهان و حرفۀ نادانان است.
*مردم در دنیا با اموالشان شناخته می شوند و در آخرت با اعمالشان.
کسی که از خود راضی باشد، مردم از او ناراضی می شوند.
*هرکس با دیگران مشورت نکند، زیان می بیند.